تبليغاتX
سکوت دل


سکوت دل

عاشقانه

میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنها تر از من میروی

آرزو دارم تو هم عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را...

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 1:20 توسط الیانا| |

وقتی دل تنها کلاییست که خدا شکسته ی ان را می خرد

چرا به دستان کسی که دلم را شکست بوسه نزنم!

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 1:9 توسط الیانا| |

سراغ از ما نمیگیری گل نازم

نمیشناسی صدای کهنه سازم

نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه

نمی بینی مگه با غصه دم سازم؟

سراغ از ما نمیگیری ...

نگیر اما فراموشم نکن گل زیبا!

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 18:43 توسط الیانا| |

گله نکن آدم برفی !

من اگه بهت نزدیک بشم دل سوخته ی من آبت میکنه

اونوقت کدوم قلب یخی رو بپرستم؟!

پس فقط از دور نگات می کنم...

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 18:38 توسط الیانا| |

شمع دانی به دم مرگ به پروانه گفت:

ای عاشق دیوانه فراموش شدی

سوخت پروانه اما جوابش را داد

گفت: طولی نکشد تو نیز خاموش می شوی!!!

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 14:56 توسط الیانا| |

شب بود و ستاره و من و ماه

غم بود و ترانه و تو و آه

بی تو من غریب و تنها

بی تو من اسیر رویا

با تو من سرگرم ابرها

بی تو من تنهای تنها...

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 14:54 توسط الیانا| |

تو آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست

روی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست

توی قلب من عزیزم هیچ کسی جایی نداره

دل عاشقم جز تو کسی رو دوست نداره...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:33 توسط الیانا| |

ازم پرسیدند کی میخوای فراموشش کنی؟

سرسری جواب دادم وقت گل نی.

راستی گل نی کدوم بهار قصد داره شکوفه کنه؟

این پنجمین بهاره که منتظر شکوفه کردن گل نی هستم

تا آخرشم پاش ایستادم...

سال نو مبارک

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 13:34 توسط الیانا| |

می خوام از آینه دل بکنم  اما دل نمیذاره

راه بیفتم دل به دریا بزنم اما دل نمیذاره

یه صدای آشنا تو گوش من

میگه آینه رو بشکن و برو

میخوای تا کی عاشق بمونی

به کسی که بسته پرهای تو رو

راه بیفت غربتو پشت سر بذار

کوله بار خستگی رو در بیار...

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 20:49 توسط الیانا| |

عشق من از من گذشتی خوش گذر

 بعد از دیگر تو اسمم را نبر

خاطراتم را تو بیرون کن ز سر

دیشب از کف رفت فردا را نگر

آن پرنده عاقبت از بند رفت

رفتو با دلدار دیگر عهد بست                                            

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 20:45 توسط الیانا| |


Design By : Night Skin